العلامة المجلسي

443

حياة القلوب ( فارسي )

شدند ، چنانچه حق تعالى فرموده إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً « 1 » ، پس چون به مغرب آفتاب رسيد ديد كه آفتاب در چشمه‌اى گرم فرو مىرود وبا آفتاب هفتاد هزار ملك هستند كه آن را به زنجيرهاى آهن وقلّابها مىكشند از قعر دريا در جانب راست زمين چنانكه كشتى را بر روى آب مىكشند ، پس با آفتاب رفت تا به جائى كه آفتاب طالع شد وبر أحوال أهل مشرق مطّلع گرديد ، چنانچه حق تعالى وصف نموده است . پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : در آنجا بر گروهى وارد شد كه آفتاب ايشان را سوزانيده بود وبدنها ورنگهاى ايشان را متغيّر كرده بود ، پس از آنجا به جانب تاريكى وظلمت رفت تا رسيد به ميان دو سد چنانچه در قرآن مجيد ياد شده است ، پس ايشان گفتند : اى ذو القرنين ! بدرستى كه يأجوج ومأجوج در پشت اين دو كوهند وايشان افساد مىكنند در زمين ، چون وقت رسيدن زراعت وميوه‌هاى ما مىشود از اين دو سد بيرون مىآيند ومىچرند در ميوه‌ها وزراعتهاى ما تا آنكه هيچ چيز نمىگذارند ، آيا خراجى از براي تو قرار كنيم كه هر سال بدهيم براي اينكه ميان ما وايشان سدّى بسازى ؟ گفت : مرا احتياجى به خراج شما نيست ، پس مرا أعانت نمائيد به قوّتى وپاره‌هاى آهن از براي من بياوريد . پس كندند از براي أو كوه وجدا نمودند از براي أو پاره‌ها مانند خشت وبر روى يكديگر گذاشتند در ميان آن دو كوه ، وذو القرنين أول كسى بود كه سد بنا كرد بر زمين ، پس هيزم جمع كردند وبر روى آن آهنها ريختند وآتش در آن هيزمها زدند ودمها گذاشتند ودر آن دميدند ، پس آب شد ؛ پس چون آب شد گفت : مس سرخ بياوريد ، پس كوهى از مس كندند وبر روى آهن ريختند كه با آن آب شد وبا هم مخلوط شدند ، پس سدّى شد كه يأجوج ومأجوج نتوانستند بر بالاى آن برآيند ونتوانستند كه آن را رخنه كنند .

--> ( 1 ) . سورهء كهف : 84 .